خرید بک لینک
دلم برات تنگ شده پسمل لوس لوسکم باز حس مادرانم نسبت بهت گل کرده هااااا :)) خب من دوس دارم یه وقتا مثل مامانا باشم لوست کنم ، قربون صدقت برم ، ناز نازت کنم اصلا حس مادرانم با تو ارضا میشه دیگه بچه مچه نمیخوام :)) هووووم من دلم تنگته :( دلم برا خودت و نقطه به نقطه ی تنت تنگه برا تک به تک خنده های خوشمزه و چشای قشنگت برا بغل گرم و نرم و پر از آرامشت ... برا خیلی چیزااااااااا خیلی :(

برچسب: پسمل مامانی و بابایی,پسمل مامان, نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 14:20

کی گفته من شیطونم و گولت میزنم ؟؟؟؟ من فرشته هستم جانم فرشته ^____^* از اون فرشته های قشنگ و مهربون از همونا که حالا بعضی وقتا تحت شرایطی شیطنتشون گل میکنه و شایدم یکمی گول بزنن و از راه به در کنن :)) از همونام من آقا حالا ماجراهای دیشب اصلا به من ربطی نداره لطفا تصویر فرشته رو خرابش نکنید -____-* پسرک بی جنبه ی من :) وااااای که چقققد خندیدم :))) بعدشم تقصیر خودت بود دیگه کرم ریختی من گناهی نداشتم همانا که خدا جواب کرم ریزندگان رو در خواب می دهد :))))

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 14:20

ساعت 2:26 بامداد ... تو دو ساعت پیش رفتی بخوابی منم قرار شد زود بخوابم اما هنوز بیدارم ... سر درد شدیدی دارم انگار که سرم سنگینی میکنه حتی سرم رو بالش هم درد میکنه انگار سرمو رو یه تیکه آهن گذاشتم نمیدونم احساس سرماخوردگی هم دارم ... همچنین خستگی و همه ی این درد و مرض و بی خوابی فقط و فقط یه دلیل داره دلیل مکرر ... هر ماه ... تکرار ... تکرار ِ درد و بی حالی چقققد متنفرم ازش ( دیگه بیشتر از این بازش نکنم دلیل رو :D ) الان حال تایپ کردن ندارما ولی امشب رو باید ثبت میکردم امشب چیزایی دیدم که باید اینجا ثبتشون کنم امشب از مرد ِ زندگیم فهم و شعور دیدم ، درک دیدم

برچسب: مرد توزيع صوم يونان,توصیف مرد,تو مرد اجتماعی پیراهن آجری,توجه مرد به زن,توقعات مرد از همسرش,توقع مرد از زن,توقعات مرد از زن,تولد مرد,توصيف مرد,تو مرد باش, نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 1:19

این پست قرار بود بعد از ظهر ثبت شه که دیگه باشگاه داشتم نشد چون من بعد از ظهر که باهات حرف میزدم کلی دلم ضعف رفت ذوق کردم برا تک به تکه حرف هایی که از آینده میزدی برا همه ی برنامه هایی که چیدی .... میدونی بیشتر دلم برا چی ضعف رفت ؟؟؟؟ هوووم وقتی داشتی از بچه هامونم حرف میزدی و برنامه میریختی برنامه های مخصوصه پدر و پسری منم که حسووود داشتم جز جز میکردم :)) هووووم که میخوای با پسرت هر روز فیلم ببینی و نقد کنین ؟؟؟ که میخوای هر روز با پسرت گیم بازی کنی ؟؟؟ هااااا ؟؟؟؟؟ منم که بوقم اینجا :| پسرای بد :( اگه من گذاشتم شما دوتا تنها تنها فیلم بیینید و بازی کنی

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 13:06

من چرا خیلی وقته اینجا چیزی ننوشتم ؟؟؟؟ هوووووم ؟؟؟ آهان خب بس که سرم شلوغ بوده این مدت همین هفته ی پیش من شده بودم خانوم کدبانو هی بپز بشور جمع کن آخر شب هم که غش میکردم توو رختخواب :)))) ولی خوب آشپزی هستما اون چند روز که مامان نبود حسابی گل کاشتم بابا همچنان داره همه جا از آشپزی من میگه ^_____^* کی قسمت میشه پس برا آقامون آشپزی کنم ؟؟؟ :( حالا کمتر از کدبانو گری هام تعریف کنم بقیش سورپرایز بمونه در آینده نشونت بدم :)) این روز ها هم که تمام ذهنم درگیر کنکور شده فکر کنم کم کم سر و کله ی استرس هام داره پیدا میشه :( مخصوصا شبا موقع خواب که چند باری از خواب ب

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 20:08

نصفه شبه شدید خستم یعنی داغوووونا ولی خوابم نبرده هنوز حالا نمیدونم چرا من استرس سخنرانی گرفتم :))) اونقد که تو امروز درگیر سخنرانی فردا بودی منم استرس گرفتم قربونت برم که از سر شب همه چی رو آماده و مرتب کردی برا سخنرانی فردا هوووم چقد احساس غرور داره پسرم قراره فردا سخنرانی کنه قربونش برم من ... پسرک مهندس و جذاب و سخنران من ^____^* چقد هم استرس داشتی الهی ... ولی استرس نمیخواد که من مطمئنم که خیلی هم خوب و مسلط سخنرانی میکنی و همه میبینن چقد باسوادی و کلاست بالاست اصلا مگه اونجا همچین مهندسی به خودش دیده ؟؟؟ نوووچ نوووووچ ندییییییده الانم میدون

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 19:37

سلام جان ساعت 1:21 بامداده همچنان با این ساعت جدید مشکل دارماااا اما خوشحالم که وارد پاییز شدیم .. تابستون خیلی کش اومد خسته شدیم حالا جدا از این من امسال عجیب ذوق پاییز رو دارم یه حس خوبی به پاییز امسال دارم ... ان شاالله که خوب بگذره برامون مثلا پر از سورپرایز باشه برامون ... پر از دیدار باشه ... دلتنگی ها کمتر باشن خیلی خوووووب میشه ها اگه اینجور باشه :) میدونی کلا چند روزیه عجیب انرژی مثبت دارم مخصوصا اون شب که تلفنی حرف میزدیم برا درس و کنکور و آیندمون کلی برنامه ریختیم راستش ذهنم خیلی بابت دوباره کنکور دادن و تغییر رشته درگیر بود ولی اون شب که حرف

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 22:23

صفحه بندی